اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
191
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
خداوند مزاج سرد را سود دارد . خارش مقعد اگر سبب خارش كرم خرد بود ، علاج آن ياد كرده آمد . و اگر سبب كرم نباشد و خارش سوزان باشد و مقدمه ناسور بود . علاج آن رگ باسليق بايد زد ، و بر ميان دو " سرين " حجامت كردن ، و به مطبوخ افتيمون استفراغ نكردن و از طعامهاي سودائي ، احتراز كردن و آن موضع را به روغن زردآلوي تلخ كه مقل در وى حل كرده باشند ، چرب كنند . بواسير اين علت از غايت خون سوداوي باشد . علامت آن آنچه از خون گرم صفراوي باشد ، با خليدن و سوزش سخت بود . و آنچه از خون غليظ باشد ، خليدن و سوزش كمتر باشد ، لكن گراني بيشتر كند . و باد ناسور ، باذي غليظ با قراقر بود و اندر " ناف " پديد آيد و گاهي به جانب " زهار " و " خايه " و " قضيب " فرود آيد ، و گاهي ب " شراسيف " 9 و " كتف " بر آيد ، و گاهي به اسهال خون آرد ، و گاهي شكم باز 10 گيرد و درد بيقرار همچون درد قولنج تولد كند ، و گاهي در اندامها پديد آيد از مفاصل 11 وقت برخاستن 12 و از زانوها آواز مىآيد كه تازي آن را " قرقعه " 13 گويند . ( 1 / 230 ) علاج آن اگر خون صفراوي باشد ، نخست رگ باسليق زنند ، پس به مطبوخ هليله و سپستان و خيار جنبر و عناب و آلوسياه استفراغ كنند ، و اطريفل كوچك و اطريفل مقل به كار دارند . و اگر خون روان باشد و غليظ و بىدرد بود ، به وقتي معلوم زود باز نشايد گرفت ، الا كه قوت ضعيف شود . و هرگاه كه خواهد ، كه باز دارد . اقراص كهربا دهند و معجون خبث الحديد 14 و حب مقل . صفت حب مقل هليله كابلي بريان كرده به روغن گاو سى درم ، مقل چهل و پنج درم ، مقل در آب كنند ، تا حل شود و داروها بدان بسرشند و حب كنند ، شربت هر بامداد دو درم . و اندر طبيخ داروهاي قابض مىنشينند . بگيرند : مازو و كزمازو 15 و اقاقيا و كندر و مر و اسفيداج راستا راست ، كوفته و بيخته و آن موضع به شراب قوي بشويند ، و اين دارو 16 بر وى پراكنند و ببندند . و اگر ناسور بدان گرمى نباشد ، هم نخست رگ بزنند ، پس مطبوخ افتيمون دهند . و علاج اصحاب سودا نگاه دارند ، و هليله پرورده سخت موافق باشد . و اگر دردناك باشد ، بگيرند : مرهم داخليون 17 و روغن گل و اندكى زعفران و اندكى افيون 18 اندر ميبختج 19